نگاهی به شیوه نوازندگی و آهنگسازی استاد حسین علیزاده


حسین علیزاده یکی از چهره های شاخص و تاثیرگذار در موسیقی ایران طی سه دهه گذشته است. فعالیت مستمر و تجربه راه های تازه در حوزه موسیقی ایران در عرصه های متفاوت نوازندگی، آهنگسازی در فرم های موسیقی ایرانی و آهنگسازی موسیقی فیلم او را همواره جزء هنرمندان پیشرو و جریان ساز قرار داده است. علیزاده هنرمندی نوگرا و صاحب تفکر است و بی گمان او از چهره های ماندگار تاریخ موسیقی ایران است و خواهد بود. این نوشتار می کوشد جدا از برخورد سلیقه یی تنها به تجزیه و تحلیل شیوه نوازندگی حسین علیزاده با تاکید بر سه تارنوازی او بپردازد.
  
به ادامه مطلب بروید...
 

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : موسیقی، هنر، بزرگان موسیقی، زندگی نامه

نوشته شده توسط نگار سومائی در چهارشنبه ۱۳ آذر ،۱۳٩٢ و ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ

نظرات ()


مختصری درباره دیوان (باقلاما):

دیوان از جمله سازهای مضرابی است. این ساز یک ساز و کردی است که در مناطق مختلف کردستان عراق و ترکیه استفاده می‌شود و انواع خاصی از آن در منطقهٔ درسیم کردستان ترکیه وجود دارد و یا در شهر و روستاهای اطراف زاخو در کردستان عراق.

این ساز در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که سایز کوچک آنرا (جرا) سایز متوسط آنرا {دسته کوتاه ) و سایز بزرگ آن را باغلامای دسته بلند (دیوان) است (در ایران بین دسته بلند و دبوان فرقی قایل نیستند ولی پرده‌های دیوان کمی بلندتر است و کاسه ای بزرگتر دارد) که کاسه‌ای بسیار بزرگ‌تر از سه‌تار دارد. این ساز شامل ۷ سیم در ۳ ردیف می‌باشد.همچنین دارای ۲۳ پرده یا ری می‌باشد.البته ساز دیوان اصلی دارای 9 سیم می‌باشد یعنی هر ردیف دارای 3 سیم میباشد و بوسیله ی مضراب پلاستیکی کوچکی نواخته میشود.در میان ترکان سازی بزرگتر از دیوان وجود دارد که به آن ساز میدان میگویند.کاسه دیوان چون بسیار بزرگ است نمی توان آن را به صورت یک تکه ساخت و کاسه آن را به صورت پروانه ای یعنی چسباندن تکه‌های هلالی شکل چوب خم شده می سازند.چوب آن معمولاً از جنس توت سیاه یا گردو یا سرخ دار و یا گلابی و غیره ساخته می شود.

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : ساز شناسی، موسیقی، هنر، اطلاعات عمومی

نوشته شده توسط نگار سومائی در جمعه ۳۱ خرداد ،۱۳٩٢ و ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ

نظرات ()


مختصری درباره سازقانون:

 

 

"ﺷﯿﻮﻩ ﯼ ﻧﻮﺍﺧﺘﻦ"

ﺗﮑﻨﻮﺍﺯ" ﺳﻮﻟﯿﺴﺖ "ﻗﺎﻧﻮﻥ، ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺍﺭﮐﺴﺘﺮ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺩﺭ ﺭﺩﯾﻒ ﺍﻭﻝ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﮔﺎﻥ ﻣﯽﻧﯿﺸﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻧﻘﺶ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﺑﺎ ﺗﮑﺴﺮﺍ ﺍﺟﺮﺍ ﮐﻨﺪ، ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ ﺍﻭ
ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﻘﺶ ﺭﻫﺒﺮ ﺗﮑﺴﺮﺍ ﺭﺍ ﺍﯾﻔﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻮﺍﺧﺘﻦ
ﺳﺎﺯ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭﯼ ﺯﺍﻧﻮﻫﺎ، ﯾﺎ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ . ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩٔ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ
ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪﺍﺳﺖ، ﺳﺎﺯ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﯼ ﺯﺍﻧﻮﯼ ﺧﻮﺩ
ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ ﺗﺎ ۵۰ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ، ﺳﺎﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﺎﯾﯿﻦﺗﺮ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ.
ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪٔ ﯾﮏ ﺍﮐﺘﺎﻭﺭﻭﯼ ﺳﺎﺯ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺖ ﭼﭗ
ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﯿﻢ ﺯﺧﻤﻪ ﻣﯽﺯﻧﺪ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺻﻮﺗﯽ ﺩﻭ
ﺻﺪﺍﯾﯽ، ﻭ ﻫﻤﻨﺎﻡ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪٔ ﺍﮐﺘﺎﻭ ﺍﺯ ﺳﺎﺯ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ.
ﻃﺮﯾﻘﻪ ﻧﺸﺴﺘﻦ
ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻮﺍﺧﺘﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﺍﯼ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻧﻮﺍﺯﻧﻪ ﺷﯿﺐ
ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﺎ ﻭﺿﻊ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎﺷﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ، ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﺪ
ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻗﺎﻋﺪﻩٔ ﺑﻠﻨﺪ ﺟﻌﺒﻪ ﮐﻪ ﺳﯿﻤﻬﺎﯼ ﺿﺨﯿﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ
ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ. ﻣﯿﺰ ﺍﺯ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ ﮐﻤﯽ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺯﯾﺮ ﺁﻥ
ﺧﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻋﻀﺎﺀ ﺑﺪﻥ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺯﯾﺮ ﻗﺮﺍﺭ
ﮔﯿﺮﺩ:
.1 ﺳﺎﻋﺪ ﺑﺎ ﺑﺎﺯﻭ ﯾﮏ ﺯﺍﻭﯾﻪٔ ﻗﺎﺋﻤﻪ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺩﻫﺪ.
.2 ﭘﺸﺖ، ﮐﺎﻣﻼً ﺻﺎﻑ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺟﻠﻮ ﺧﻢ ﻧﺸﻮﺩ .
.3 ﺁﺭﻧﺠﻬﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﮕﯿﺮﺩ .
.4 ﺩﺳﺘﻬﺎ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻤﻬﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﻧﮑﻨﺪ.
.5 ﻫﺮ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺷﺎﻧﻪﻫﺎ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﻮﺍﺧﺘﻦ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺎﺷﺪ . ) ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻓﺸﺎﺭﯼ ﻭﺍﺭﺩ
ﻧﺸﻮﺩ ( ﮔﺎﻩ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﭘﺎ
ﺑﺎﺷﯿﻢ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﯾﮏ ﭘﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﻭ ﺳﺎﺯ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﭘﺎ ﻗﺮﺍﺭ
ﻣﯽﺩﻫﯿﻢ. ﺣﺘﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ) ﺑﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻋﺎﻣﯿﺎﻧﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺯﺍﻧﻮ ( ﻧﺸﺴﺖ ﻭ
ﺳﺎﺯ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ .
ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻮﺍﺧﺘﻦ ﺳﺎﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺩﻭ ﻃﺮﯾﻘﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ:
۱ - ﺩﺳﺖﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ : ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺳﺎﺯ، ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﻮﺍﺯﺍﺕ ﭘﻮﺳﺖ
ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﻪ ﭼﻮﺏ ﻣﯽﭼﺴﺒﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﭼﭗ ﺩﺭ ﺳﻤﺖ ﭼﭗ ﺳﺎﺯ
ﺑﻪ ﻣﻮﺍﺯﺍﺕ ﭘﺮﺩﻩ ﮔﺮﺩﺍﻧﻬﺎ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺎﯾﻞ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ . ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺩﺳﺘﻬﺎ ﺩﺭ ﺩﻭ
ﻃﺮﻑ ﺳﺎﺯ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ .
ﺯﺧﻤﻪ ﯾﺎ ﻣﻀﺮﺍﺏ
ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺣﻠﻘﻪٔ ﻓﻠﺰﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻧﻘﺮﻩ، ﻭﺭﺷﻮ ، ﺑﺮﻧﺞ ﻭ… ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ
ﭘﻬﻦ ﻭ ﻣﺪﻭﺭ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩٔ ﺑﻨﺪ ﺩﻭﻡ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﻀﺮﺍﺑﻬﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻠﻘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﺍﺯ ﺷﺎﺥ ﮔﺎﻭ، ﮔﻮﺯﻥ، ﺑﺰ ﮐﻮﻫﯽ ﻭ… ﺳﺎﺧﺘﻪ
ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ. ﺣﻠﻘﻪﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﻨﺪ ﺩﻭﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻣﻀﺮﺍﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﻃﺮﻑ ﺩﺍﺧﻞ ﺩﺳﺖ، ﻣﯿﺎﻥ ﺣﻠﻘﻪ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺟﺎﯼ ﻣﯽﺩﻫﯿﻢ . ﺍﻧﺪﺍﺯﻩٔ ﻣﻀﺮﺍﺏ ﺳﺎﺧﺘﻪ
ﺷﺪﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻧﻮﮎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮐﻤﯽ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﺑﻨﺪ ﺩﻭﻡ ﺍﻧﮕﺸﺖ،
ﭘﺎﯾﯿﻦﺗﺮ ﻧﯿﺎﯾﺪ .
ﻃﺮﯾﻘﻪ ﻣﻀﺮﺍﺏ ﺯﺩﻥ: ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺭﻭﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﯿﻤﻬﺎ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪٔ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﭼﭗ
ﺿﺮﺑﻪﺍﯼ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻣﻮﻗﻊ ﻣﻀﺮﺍﺏ ﺯﺩﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺑﻨﺪ ﺁﺧﺮ ﺧﻢ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ
ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻀﺮﺍﺏ ﺳﯿﻢ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺮﻣﯽﺧﯿﺰﺩ ﺻﺎﻑ ﻭ
ﺷﻔﺎﻑ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳﻪ ﺳﯿﻢ ﻫﻢ ﺻﺪﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ
ﻟﺤﻈﻪ ﻭ ﻫﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﺪﺍ ﺩﺭﺁﯾﻨﺪ.
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻧﯿﺮﻭ ﺑﻪ ﻣﻀﺮﺍﺏ ﺩﺭ ﯾﺎﺩﮔﯿﺮﯼ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺍﻭﻟﯿﻪ، ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻀﺮﺍﺏ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ
ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﭗ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻧﮕﺸﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻀﺮﺍﺏ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺟﺎﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺴﺖ ﺭﺍ
ﻟﻤﺲ ﮐﻨﺪ . ﺍﯾﻦ ﻋﻠﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻗﻮﯼ ﺷﺪﻥ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻭ ﻣﻀﺮﺍﺏ ﻣﻮﺛﺮ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﺗﻤﺮﯾﻨﻬﺎﯼ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺍﻣﻮﺧﺖ . ﺩﺭ ﺗﻤﺮﯾﻨﻬﺎﯼ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﮐﻪ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺳﺎﺯ
ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺳﺮﯾﻊﺗﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﺎﻟﺘﻬﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ
ﺗﻤﺎﺱ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺷﺴﺖ ﻧﯿﺴﺖ. ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺿﻤﺮﺍﺏ ﺯﺩﻥ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺴﺖ ﺯﯾﺮ
ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ. ﺳﺎﯾﺮ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﺳﻪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﻤﻊ ﻭ
ﻧﻪ ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﻣﺪﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺍﻓﻘﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ.
"ﻭﺳﻌﺖ ﺳﺎﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ"
ﺳﺎﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺼﺮ، ﺗﺮﮐﯿﻪ، ﺍﺭﻣﻨﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﺷﻮﺭﻭﯼ،
ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ... ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﻫﺎ ﻭ ﺑﺎ ﻭﺳﻌﺖﻫﺎﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺪﯾﻦ ﺟﻬﺖ
ﺗﻌﯿﯿﻦ ﯾﮏ ﻭﺳﻌﺖ ﻭﺍﺣﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻣﻘﺪﻭﺭ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻗﺎﻧﻮﻧﻬﺎﯼ "ﻣﺼﺮﯼ " ۲۶ ﺻﺪﺍﯾﯽ
ﻗﺎﻧﻮﻧﻬﺎﯼ "ﺗﺮﮐﯿﻪ " ۲۴ ﻭ ۲۵ ﺻﺪﺍﯾﯽ
ﻗﺎﻧﻮﻧﻬﺎﯼ "ﺍﺭﻣﻨﯽ " ۲۲ ﺻﺪﺍﯾﯽ
ﻗﺎﻧﻮﻧﻬﺎﯼ "ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ "ﻃﺒﻖ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻧﮕﺎﺭﻧﺪﻩ ۲۷ ﺻﺪﺍﯾﯽ

"ﺍﺣﯿﺎﯼ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺭﺩﯾﻔﯽ"
ﺍﺯ ﻧﯿﻢ ﻗﺮﻥ ﭘﯿﺶ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ، ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺩﺍﻧﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺯ ﺭﻭﯼ
ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ. ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﮐﺎﺭ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺑﺮ ﻧﻐﻤﻪﻫﺎﯼ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﺒﺘﻨﯽ
ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﻧﺎﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺵ ﻭ ﺳﺒﮏ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻋﺮﺑﯽ،
ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪﺍﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﺳﺎﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﺮﺑﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺷﯿﻮﻩ
ﻋﺮﺑﯽ ﻧﻮﺍﺧﺖ، ﺣﺎﻝ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺒﮏ ﺩﺭ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻧﻮﺍﺯﯼ، ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ
ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺳﻨﮕﻬﺎ ﺍﺯ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﺻﻮﻝ ﻭ ﻇﺮﺍﯾﻒ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺯ ﮐﻪ ﮐﺎﻣﻼ ﺑﺎ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ
ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﻨﻄﺒﻖ ﺍﺳﺖ، ﺩﻭﺭ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ . ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺳﺎﺯ ﻭ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻧﻐﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻭ ﻣﻬﺎﺭﺕ
ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ، ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﻭ ﻣﻮﺍﻧﻌﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺳﺎﺯ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺁﻥ
ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ، ﺍﯾﻨﮏ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪ ﺩﺭ ﺳﺎﺯ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﮐﻪ ﻗﺮﻧﻬﺎ ﺧﺎﺭﺝ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺍﯾﺮﺍﻥ،
ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﺯﺑﺎﻥ، ﺗﺮﮎ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺍﺭﻣﻨﯽ ﺯﺑﺎﻥ، ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ
ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﯿﺎﻧﯽ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﯾﺎﻓﺘﻪﺍﺳﺖ .
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺩﺍﻧﺎﻥ، ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﮔﺎﻥ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺧﯿﺮ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﯽ
ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺯ ﻭ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺯﯾﺪﻩﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﯾﻦ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺭﺍ
ﮐﻤﺎﮐﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﯿﻮﻩ ﻋﺮﺑﯽ ﺍﺟﺮﺍ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﮔﺎﻥ ﭘﯿﺶ ﮔﻔﺘﻪ،
ﺣﺘﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﯿﻮﻩ ﺍﺟﺮﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻧﺪ، ﺩﺭ
ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﻭﻟﺤﻨﯽ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺳﺎﺯ
ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﯽﺭﻭﺩ . ﺑﺎ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﻨﺪﯼ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺯ
ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﻫﺮ ﻗﻄﻌﻪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ
ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻣﻘﺎﻡﻫﺎ ﻭ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﺟﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﻏﻠﺐ
ﻗﻄﻌﺎﺕ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺯﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﯾﺎ ﻏﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ
ﺩﺍﺷﺖ ...

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : ساز شناسی، موسیقی، هنر، اطلاعات عمومی

نوشته شده توسط نگار سومائی در پنجشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳٩٢ و ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ

نظرات ()


آواز ایرانی در بستر زمان:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آیا موسیقی آوازی ایران در یک نظام مشخص تاریخی تکامل و تدوین یافته است؟اگر پاسخ مثبت است و اگر منابعی برای طرح این ادعا وجود دارد،آیا می توان مسیر تغییرات را در آن رد یابی کرد؟
پاسخ به این پرسش ها مستلزم طرح مباحثی میان رشته ای و با تکیه بر منابع مختلف تاریخی،باستان شناختی،موسیقی شناسی و حتی زبان شناختی است. پاسخ ها در این نحوه بررسی می تواند محل مناقشه باشد،اما روش دیگری که دامنه مطالعه را محدودتر و در نتیجه دقیق تر می کند، استناد به منابع موجود صوتی از اولین دوره ثبت صفحه در ایران است که از دوره مظفرالدین شاه قاجار صورت گرفت و تا چنین دهه بعد ادامه یافت.

مطالعه نمونه های آوازی موجود در این صفحات که ابتدا توسط کمپانی گرامافون انگلیسی و بعد از آن توسط کمپانی هیزمسترویز ضبط شد نیز می تواند همزمان که دامنه مطالعه را محدودتر می کند ؛ به نتایج حاصل از این بررسی تطبیقی، صورت قطعی تری بدهد. این مقاله ، سعی دارد بر اساس دامنه محدود تاریخ ضبط صفحه تا امروز ، نگاهی گذرا به شیوه های آوازی دوران متاخر موسیقی ایران بیاندازد:

طبقه بندی تغییرات:1- تغییرات اجتماعی 2- تغییرات فنی:

1- تغییرات اجتماعی:

-دسترسی آسان و عمومی به موسیقی دستگاهی با پیدایی صنعت ضبط و درنتیجه شنوندگان عمومی آواز و شکستن انحصار این موسیقی در محافل وابسته به دربار

-پیدایش کنسرت با گردهمای های انجمن اخوت و رابطه رودرروی خواننده با مخاطبان عمومی ناشناخته.

-آوازهای سیاسی دوره مشروطه.

-تغییرات در نحوه آموزش با شکل گیری هنرستان موسیقی و تدریس آواز.

-دسترسی به منابع صوتی خارج از محدوده فرهنگی ایران با دریافت اولین طول موج های رادیوهای کشورهای مجاور تا مدیاهای جدید.

-دسترسی به منابع آوازی و ضبط ردیف های آوازی متعدد

- ستاره سازی در آواز ایرانی بخصوص از دهه چهل

-حضور آواز ایرانی در سینما و رابطه جدید کلام عامیانه و رپرتوار کلاسیک آوازی

-ممنوعیت موسیقی پس از انقلاب و حذف ستاره ها

و...

2- تغییرات فنی:

ورود به عصر تکنولوژی ؛ لوله های فونوگراف، ضبط صفحه ،ریل،کاست،فایل های صوتی،سی دی و ...

-تعدیل فواصل و الگوهای آوازی کلنل وزیری

-پیدایش رادیو ،حجم تولید بالای آواز و بازشنوی آسان.

-پیدایش ارکسترهای ملی و تصنیف سازی های جدید.

-اثر پذیری تکنیکی از آوازهای خارج از قلمرو فرهنگی ایران

و...

موسیقی آوازی ایران در طی قرن گذشته، تغییرات قابل توجهی کرده است . این تغییرات در دو بخش عمده اجتماعی و فنی بوده و مصادیق آن بیشتر از موارد ذکر شده است .در این میان نحوه بیان آواز ایرانی هرچند متاثر از هر دو بخش است ، ولی می تواند خود در دو بخش زیبایی شناسی و تکنیک و در سه دوره تاریخی بررسی شود:

دوره نخست: شامل اولین ثبت موسیقی بر دستگاه های فونوگراف و ضبط صفحه در حدود 1280 خورشیدی تا پیدایی رادیو در سال 1319 است. اهمیت ویژه این دوره تاریخی ای درجنبه استنادی آن است.به طوری که می توان آن را در امتداد موسیقی رایج دردهه های قبل از پیدایی ضبط صفحه تلقی کرد و ویژگی های موسیقی آن دوران را مورد ارزیابی قرار داد. باید توجه داشت که سیستم اجتماعی حاکم در ایران قاجار و دوران قبل از آن ، به عنوان یک سیستم سنتی، کمتر در معرض تغییرات بنیادی بوده و یا تغییرات در آن بسیار درونی روی می داده است. به این دلیل می توان آوازهای این دوران را حامل زیبایی شناسی موسیقی آوازی ایران از دوره ای بسیار دورتر از اولین ضبط ها تلقی کرد و به آن اعتبار تاریخی ویژه ای داد.

بیان آوازی در این دوران بیشتر مبتنی بر موسیقی است و کلام در اولویت دوم بیان قرار می گیرد.با این حال لحن و موزیکالته آواز در نمونه های ضبط شده خوانندگان بسیاری که تا پیدایی رادیو امکان ضبط آواز را داشتند،نشان از تنوع در نحوه بیان فردی و توجه به تفاوت های رنگ، لحن و« امضای فردی» آواز است.آوازهای متفاوت سیداحمد خان،قلی خان،قربان خان،میرزا احمد،طاهرزاده،اقبال السلطان،ظلی ... و زنانی چون افتخار خان،امجد خانم و زری خانم و البته قمرالملوک وزیری،روح انگیز و ...موکد این نظر است که آواز ایرانی در این دوره تاریخی،با حفظ تمام ویژگی هایی که سنت آوازی ایران را در محدوده معین فرهنگی خود، از نمونه های دیگر تفکیک می کند و به آن ماهیت مستقل می دهد، در عین حال امضای فردی آواز با حفظ لحن و زیبایی شناسی فردی خواننده را نیز به رسمیت می شناسد.در این دوران، شکل گیری مراکز رسمی آموزش موسیقی ،هنرستان،جریان وزیری و نیز تاسیس جامعه بارید توسط اسماعیل مهرتاس را نیز باید در مسیر آغاز تغییرات نظام آموزش آواز ایرانی، از یاد نبرد.

دوره دوم از پیدایی رادیو در اردیبهشت ماه 1319 آغاز می شود و تا پایان دهه پنجاه ادامه می یابد.در این دوران موسیقی آوازی تحت تاثیر تکنولوژی های جدیدتر ضبط صدا از یک سو و نیز گسترش مخاطب این موسیقی که برای نخستین بار در تاریخ این هنر به وقوع پیوست،تغییرات قابل ملاحظه ای کرده است.از طرفی دریافت طول موج رادیوهای حوزه های فرهنگی پیرامون نظیر رادیو قاهره و استانبول نیز به پیدایش نوعی موزیکالیته التقاطی و ایجاد سبک جدید در نحوه بیان آوازی در این موسیقی منجر شد.با توسعه رادیو از یک سو و هنرجویان فارغ التحصیل از هنرستان از سوی دیگر، رفته رفته ارکسترهای جدید نیز در رادیو به وجود آمدند که اساس سازبندی و در نتیجه شیوه آوازی در آن سبک جدیدی از موسیقی ارکسترال ایرانی بود .همچنین تاکید شاگردان وزیری بر تغییرات فواصل و تعدیل آن، گونه آوازی تازه ای در اجرای رپرتوار این موسیقی پدید آورد.ارکستر گلها در این میان نقش بسیار موثر و پررنگی دارد.آوازهای بنان،عبدالعلی وزیری،منوچهر همایون پور،حسین قوامی،اکبر گلپایگانی، ایرج ،دلکش،مرضیه و .. در روند این تغییرات به وجود آمده اند.هرچند جریان اصیل آواز ایرانی در کنار نوع عمومی تر آن ،در یک جایگاه معین و قوی ادامه حیات داد و نمونه های آوازی ویژه ای در آثار بنان،ادیب خوانساری،تاج اصفهانی و نیز ایرج و گلپا از این دوران باقی مانده است.در این میان نقش ایرج با حضور آواز در سینمای معروف به« فیلم فارسی» و استقبال عمومی از آوازهای این گونه فیلم ها ،قابل تامل است.هرچند این سبک آوازی به نام او محدود شد، اما در تغییرات آواز دستگاهی اثرگذار بود و در گونه شناسی آن باید در نظر گرفته شود. در دهه های بعد و بخصوص از دهه چهل تا انقلاب پنجاه و هفت، رواج موسیقی های عامه پسند و پاپ ایرانی در رایو و تولید ستاره های آوازی در این حوزه که از مقتضیات نظام تولید و سرمایه در این موسیقی بود، به موسیقی دستگاهی نیز سرایت کرد و الگویی برای ستاره سازی در این موسیقی شد. در اوخر دهه چهل با تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و نوعی تاکید بر احیای موسیقی قدیم با درک خطر اضمحلال و تغییرات بیشتر مکتب آوازی ایران؛بازسازی و بازتولید رپرتوار کلاسیک در دستور این مرکز قرار گرفت.این نخستین باری بود که به سنت موسیقی دستگاهی نگاهی تا این حد اگزوتیک و بیرونی و خارج از سنت می شد.نتیجه این نگاهی بیرونی به سنت آوازی، بازتولید سنت به شکل معاصر آن بود.اجرای راست پنجگاه شجریان-لطفی در جشن هنر شیراز، نمونه ای از بازسازی رپرتوار و اجرای نعل به نعل آموزه های استاد آوازی مرکز،یعنی عبدالله دوامی بود.تاکید بر کلام و اصرار بر فهم محتوای کلامی و توجه به مسایل مرتبط با پیوند شعر و موسیقی ،از خصوصیات آوازی این دوران محسوب می شود. با این حال چیزی که وجه تشابه همه آوازهای این دوران با دوران قبل را همچنان حفظ می کند،همان وفاداری به لحن شخصی و امضای فردی آواز است.

دوره سوم،بعد از انقلاب 57 و ممنوعیت موسیقی تا دوران معاصر است.در آغاز با حذف ستاره های آواز موسیقی دستگاهی دهه های قبل،یک فرصت تاریخی برای درخشش معدود افرادی فراهم آمد که البته از توانایی حضور در عرصه عموم نیز برخوردار بودند.دورانی که مشخصا شاگردان مکتب حفظ و اشاعه، همه جایگاه های اجرایی،آموزشی، مشورتی و حتی اداری موسیقی را اشغال کردند و ممیزی موسیقی با انتخاب نمونه های معینی از آثار،و حذف همه انواع موسیقی در ایران،فرصت تاریخی ویژه ای برای آنان رقم زد تا حاکمیت مطلق عرصه عمومی موسیقی را از آن خود کنند.دو چهره شاخص این دوران استاد محمدرضا شجریان و شهرام ناظری بوده اند.در این میان نقش شجریان به واسطه اتصال عمیقی که به سنت آوازی ایران داشت،علاوه بر نقش اجتماعی،نقشی تکنیکی بر موزیکالیه آواز ایرانی بوده است.ناظری در این میان بیشتر یک پدیده اجتماعی بود تا یک پدیده هنری.به همین دلیل در گونه شناسی آواز ایرانی قابل بررسی نیست و به گمان نگارنده، محصول جریان اجتماعی پنهان در بطن انقلاب است که از نوعی تسلط فرهنگ قومی بر فرهنگ معیار ایرانی حمایت می کرد. حال اینکه محمدرضا شجریان گرچه از حوزه مکاتب رسمی آواز ایران نظیر اصفهان،تبریز و یا تهران نیامده بود، اما در بستر آموزش پراکنده از همه این مکاتب،نوعی تکنیک جدید برای صداسازی و بیان در موسیقی ایران را به نام خود ثبت کرد. تکنیکی که در گونه شناسی آواز ایرانی به عنوان یک بدعت بررسی می شود. باید در نظر داشت که بدعت گذاری در نظام های فرهنگی وابسته به سنت،عموما با ذات آن سنت ها در تضاد بوده و در نتیجه در گذار تاریخی آن فرهنگ ،پذیرفته نشده است،اما ارزیابی بدعت آوازی شجریان،به چند دلیل در مقطع کنونی کاری دشوار است.دلیل نخست آن عبور نکردن مقطع تاریخی این بدعت و حیات فرهنگی همزمان ما با آن است. به بیانی دیگر برای درست دیدن باید فاصله گرفت و هنوز وقت این فاصله فرا نرسیده است.دوم آنکه تحلیل مکانیسم های اثر گذار این بدعت باید در دو بخش فرهنگی و تکنیکی بررسی شود و نیاز به بحثی گسترده و فنی دارد.

با این حال در یک نگاه گذرا می توان گفت مکتب آوازی محمد رضا شجریان گرچه از نظر تکنیک رشد چشمگیری در آواز ایرانی ایجاد کرد، اما از نظر استتیک و زیبایی شناسی آواز ایرانی ،فاقد اصالت هایی بود که در بررسی روند صد ساله این آواز قابل ردیابی است.مشخص ترین تفاوت این شیوه آوازی، تغییر در لحن با بهای از دست دادن شخصیت آواز و امضای فردی در آواز ایرانی بوده است.چیزی که در نمونه های پس از او به «شجریانیزم» معروف شد، عمیقا از نوعی یکسان سازی در نحوه بیان و زیبایی شناسی عام و غیرفردی حکایت دارد که تولیدات آوازی این شیوه را صرفا در توانمندی های تکنیکی (و نه موزیکالیته) از هم جدا می کند. بدیهی است آنچه او انجام داد با امضای فردی اش در تاریخ این موسیقی شناخته شده و در جایگاه ویژه ای قرار گرفته است، اما تکنیک پیشنهادی او در آموزش این آواز و تقلید نسل بعدی از او، نحوه بیان و دستور زبان آوازی متفاوتی را پیشنهاد می کرد که خلاقیت فردی و بیان شخصی در آواز را عملا از میان می برد.شیوه ای که به نظر می رسد از نحوه بیان و صدا سازی در مکاتب قرائت قرآن آمده باشد. صدا سازی در صوت قرآنی در یک ساختار کلیشه ای،شیوه بیان تلاوت قرآن را بسیار شبیه به هم می کند. به گونه ای که جز در معدودی از قاریان صاحب سبک، لحن و شیوه صداسازی در قرائت قرآن،کاملا مشابه یکدیگر است.حال اینکه در آواز ایرانی ، شباهت بسیار زیادی میان لحن گفتار و آواز خوانندگان قدیم وجود داشت که دقیقا از پرهیز خوانندگان از ساختار کلیشه ای صداسازی حکایت می کرد.یعنی همان رنگ و طعم لحن گفتاری خوانندگان قدیم را می شد در اجرای آواز آنها نیز شنید. با حضور انحصاری محمدرضا شجریان در آواز ایرانی،نحوه بیان قرائت قرآن به فرهنگ آواز نیز سرایت کرد. به نظر می رسد سابقه فرهنگی و ریشه آشنایی او با تلاوت قرآن عامل اصلی این سرایت بوده است. پرورش شجریان در خارج از قلمروهای رسمی فرهنگ آواز ایرانی از یک سو و از سوی دیگر آموزش های اولیه او در مکتخانه های سنتی تلاوت قرآن در خراسان، در این فاصله جدی زیباشناختی آواز او با آواز قدیم ایرانی، بی تاثیر نبوده است.از طرفی الگوی پیشنهادی شجریان به آواز ایرانی، هم جهت با همه نشانه های دیگر فضای اجتماعی و فرهنگی دهه شصت است که با انقلاب،جنگ و شعارهای همسانی طبقاتی و حمایت از طبقه مستضعف ،عملا نشانه های فرهنگ معیار گذشته را به انزوا و حاشیه سوق می داد. صدای شفاف و بیان رسا در آواز ایرانی که به تعبیر منتقدی، مثلا درباره صدای بنان، نوعی اشرافیت فرهنگی را تداعی می کرد، حالا می توانست همصدا با نواهای آشنا برای طبقات فرودست یا فرهنگ های غیر رسمی نیز باشد. بر این اساس به نظر می رسد نحوه بیان و زیبایی شناسی آواز ایرانی در پی حذف الگوهای فرهنگ معیار در چند دهه گذشته، عملا از تاثیر حوزه های رسمی مکاتب قدیم خارج شد و به دست فرهنگ های پیرامونی افتاد.

پس از این دوره، امروزه تولید موسیقی های دستگاهی شبه پاپ و نفوذ شیوه بیان موسیقی های عامه پسند در رپرتوار این موسیقی نشانگر آغاز تغییراتی جدی تر در زیبایی شناسی آوازی دستگاهی است؛ گرچه برای ارزیابی آن باید زمان بیشتری بگذرد و مطالعات دقیق تری انجام شود
...........................................................................................
نگاره از راست:ردیف نشسته:استادان ابوالحسن اقبال آذر،درویش خان،سید حسین طاهر زاده
ردیف ایستاده از راست:استادن عبدالله دوامی و حسین اسماعیل زاده

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : موسیقی، هنر، بزرگان موسیقی، اطلاعات عمومی

نوشته شده توسط نگار سومائی در پنجشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳٩٢ و ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ

نظرات ()


نوشته ای کوتاه درباره تاریخچه ساز سنتور:

اولین اثری که از سازهای شبیه سنتور به دست آمده اثری است از حجاری های دوره های آشوریان و بابلیان در 669 قبل از میلاد که نشان می دهد این ساز را به وسیله بند به گردن می آویختند.
به دلیل قرار داشتن ایران در مسیر جاده ابریشم بین شرق و غرب و تغییر دائمی مرزها در شرایط کشورگشایی ها فرهنگها نیز مرتب دستخوش تحول شده و این تحول آلات موسیقی را بی نصیب نگذاشته است به طوریکه به درستی معلوم نیست سنتور ابتدا در کدام کشور مورد استفاده بوده است ولی مطمئنا ایرانیها قبل ازظهور اسلام با این ساز آشنا بودند و آن را کونار می نامیدند.
به اتکا قد مت آثار کشف شده گمان این است که این ساز از قلمرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نامهای مختلفی پیدا کرده است.
سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد.

به ادامه مطلب بروید...

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : تاریخچه، ساز شناسی، هنر، موسیقی

نوشته شده توسط نگار سومائی در پنجشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳٩٢ و ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ

نظرات ()


کمانچه لری(تال)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوعی کمانچه که ابعاد آن با کمانچه موسیقی اصیل کمی متفاوت است. پشت کاسه کمانچه لری باز است و دسته آن بلندتر بوده و 3 تار (سیم) بیشتر ندارد و در زبان محلی به آن تال می گویند.

صدای تال زیرتر و تیز تر از کمانچه معمولی بوده و بدلیل کاسه کوچکتر و سبکتر اجرای قطعات محلی بسیار سریع و با ریتم تند که خاصه موسیقی لرستان است در آن امکان پذیر می باشد.

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : ساز شناسی، هنر، موسیقی، اطلاعات عمومی

نوشته شده توسط نگار سومائی در پنجشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳٩٢ و ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ

نظرات ()


سرگذشت موسیقی ایرانی در دوره قاجار :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرح سرگذشتِ موسیقی ایرانی در دوره قاجار به یقین در یک مقاله نمی گنجد. این دوره را باید چرخشگاهی در تاریخ موسیقی ایران شمرد. زیرا در این دوره است که موسیقی مانند هنرهای دیگر پس از دو قرن رونهان کردن دوباره جلوه می کند و در دربار شاهان قاجار مانند فتحعلی شاه و به ویژه در دربار ناصرالدین شاه جایگاهی برای خود می یابد.
امّا چون هنوز جامعه ایرانی دراین دوره ارج و اعتباری برای موسیقی نمی شناسد، کمتر کتاب و رساله ای در این زمینه نوشته می شود. تنها کتابی که از این دوره در باب موسیقی سراغ داریم، کتاب بحورالالحان1 (درعلم موسیقی و نسبت آن با عروض) نوشته فرصت الدوله شیرازی (1339-1271ه ق/-1842 1925م) است. در این کتاب، نویسنده چندان از وضع موسیقی و موسیقی دانانِ روزگار خود سخن نگفته است بلکه با بهره جویی از کتاب های پیشینیان به شرح رابطه شعر و موسیقی از نظر وزن پرداخته و به طور خلاصه اسامی دستگاه ها و گوشه های آواز ایرانی را معرفی کرده است. سپس با گزینش اشعاری از حدود 40 شاعر از شاعرانِ گذشته به ویژه سعدی و حافظ و جامی و خیام گفته است که هرکدام را در چه دستگاه و با چه آوازی باید خواند.

به ادامه مطلب بروید...

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : موسیقی، هنر، تاریخچه، اطلاعات عمومی

نوشته شده توسط نگار سومائی در چهارشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳٩٢ و ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ

نظرات ()


گذری بر تاریخچه ساز تمبک:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تمبک در گذر تاریخ در آسیا:
تمبک بنا به مستندات زیر دارای قدمتی همپای تمدنهای کهن ایران است. لازم به ذکر است که بر اساس متون مانده برجا، وجود این ساز به عنوان یک عنصر موسیقایی در تمدن عیلام تثبیت شده است.

درکتاب "هزار سال وزن در موسیقی ایرانی" تالیف رضا ترشیزی ، آمده است :
در منظومه ساسانی "یادگار- زریران" مربوط به افسانه های پهلوانی اشکانیان نام تمبک Tumbak صراحتا ذکر شده است.

در مقاله ای تحت عنوان "موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشیان" به متن کتاب پهلوی "خسرو پسر قباد و غلام" مربوط به زمان ساسانیان اشاره می شود که در آن نام ساز دمبک آمده است.

به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : ساز شناسی، موسیقی، هنر، تاریخچه

نوشته شده توسط نگار سومائی در چهارشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳٩٢ و ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ

نظرات ()


معجزه در یک نقاشی در هندوستان! (+عکس)

خالق این اثر جمشید تاتا، طوری بر صفحه بوم رنگ پاشیده که وقتی یک استوانه در وسط صفحه کاغذ قرار دهیم، حاصل تداخل نور و رنگ‌های این بوم بر روی استوانه تصویر خود جمشید تاتا خواهد بود.

 


 

 

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : هنر

نوشته شده توسط نگار سومائی در جمعه ۱۸ اسفند ،۱۳٩۱ و ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ

نظرات ()


هنر چیست ؟

هنر یک واژه کهن اوستائی است و در زبان فارسی از پیشوند «هو» بمعنی خوب و واژه «نر» بمعنی مردانگی و توانایی پیوند یافته و «هونر» بمعنی «خوب توانی» بکار رفته است. بیش از هزار سال است که پیشینه واژه هنر باین معنی در زبان و شعر فارسی دیده میشود فردوسی گفته:


چو پرسند پرسندگان ازهنر

 

                        نباید که پاسخ دهی از گهر


هنر نزد ایرانیانست و بس

                        ندارند شیر ژیان را بکس

 

و از عنصری است:

 

ایا شنیده هنرهای خسروان بخبر

 

                        بیا زخسرو مشرق عیان ببین تو هنر

 

و نظامی راست:

 

عیبم مکن از عشق که در مکتب ایام

 

                        آموخته بودم به ازین گر هنری بود

 و حافظ گوید:


خواجه گفت که جزغم چه هنر دارد عشق

 

                        گفتم ای خواجه غافل هنری خوشتر ازین

 در زبان یونانی واژه برای هنر نیست و در زبانهای فرنگی واژة «آرت» که امروز بکار میبرند بمعنی صنعت است و در معنی هنر تازه بکار رفته است و برای معنی هنر رسا نیست. در زبان عرب نیز واژه برای هنر نیست و برای هنر واژه «الفن» را که از فارسی گرفته اند بکار میبرند و بدان «الفنون الجمیله» گویند و به هنرمند «فنان». صنایع ظریفه و مستظرفه نیز از ساخته‌های فارسی زبانان است و این معنی‌ها نیز برای هنر رسا نیست.

به ادامه مطلب بروید...

 

 



ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : هنر

نوشته شده توسط نگار سومائی در جمعه ۱۸ اسفند ،۱۳٩۱ و ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ

نظرات ()



.:: Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ngr973 ::.
.:: Design By :
wWw.Theme-Designer.Com ::.






موسیقی (۱٦)

اطلاعات عمومی (۱٤)

سایر (۱۳)

هنر (۱٠)

زندگی نامه (٥)

ساز شناسی (٥)

مطالب علمی جالب (٥)

بزرگان موسیقی (٥)

پزشکی (٥)

طنز (٤)

شعر (۳)

تاریخچه (۳)

عشق (٢)

وب مستر (٢)

الکسا (٢)

کاریکاتور (۱)
























پیامک بلاگ


.:.




فید متخب من